تبليغاتX
غروب پاییزی - پاییز
 
امروز وقتي از زير يک درخت عبور مي کردم صداي زيبايي گوشم
 
را نوازش داد. آري صدا صداي خرد شدن برگهاي مرده زير پاي من
 
بود. نگاهي به درخت کردم هنوز درخت برگهاي سبز داشت که
 
به انسان شادي مي داد. مي خواهم برايتان در باره برگ بگويم
 
برگي که از تولد تا بعد از مرگ هميشه زيباست. آري وقتي برگ
 
تولد مي شود با ان رنگ سبز زيبايش به انسان شادي و تراوت
 
خاصي مي بخشد و انسان را زنده نگه مي دارد و وقتي که
 
مرگش فرا مي رسد بدون هيچ منتي بر درخت از ان جدا مي
 
شود تا جايش را به جوانه تازه اي بدهد و با رقص در هوا دور تا
 
دور خود را مي بيند و از اين دنيا خدا حافظي مي کند و اين خدا
 
حافظي چه زيباست در چشم هر انسان. به زمين که مي رسد
 
ديگر در اين دنيا وجود ندارد ولي با عبور يک نفر از روي آن خرد
 
مي شود و صداي دل نشيني از ان پخش مي شود تا ديگر اثري
 
از ان در اين جهان باقي نماند.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت   توسط فرحناز  |